سلام - خوش آمديد

" اين يك وبلاگ دانشجوئي است روانشناسي و اجتماعي "

مشاوره روانشناسي 1 (پرسش و پاسخ)

نازنين ا: سلام دكتر من روابط اجتماعي بالايي دارم و در دانشگاه براي همه الگو هستم اما متسفانه مادرم اصلا اجتماعي نيست و بخاطر همين اصلا دوست ندارم كسي مادرم را بشناسد اين موضوع واقعا اعصابم را خورد كرده خواهش مي كنم كمكم كنيد.

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
اولا بالا و پايين بودن آنچه شما به عنوان روابط اجتماعي بيان کرده اي بايد توسط يک کارشناس مشاور و مجرّب بررسي شود 
ثانيا انتظار يکسان بودن در يک توانمندي ، ظلم است 
ثالثا ترس ات از معرفي مادرت ، نشان از ضعف توانمندي اجتماعي ات دارد ( بر خلاف تصورت که فکر مي کني بالاست )
============================== 
الف م: سلام 
ميخواستم بدانم که غير از شرط ادامه تحصيل ،تعيين محل سکونت، اشتغال ،حق طلاق و سر پرستي فرزند چه مسائل حقوقي ديگري هستند که ميتوان به عنوان شرايط ازدواج تعيين کرد ؟اصلا گذاشتن اين شروط کار صحيحي است يا خير؟ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
آنچه بايد بدنبالش باشي انتخاب درست است که همه آنچه نگرانش هستي را بدون قراردادن شرط و عقدي فراهم مي کند.
اما دادن شرط ممکن است از نظر حقوقي موثر باشد ولي از نظر ماهيت زندگي موثر نيست ، 
چه اينکه برخي از اين درخواست ها ( بخصوص حق طلاق )معرفي بدي از تو در ذهن خواستگار ايجاد مي کند 
و بعيد نيست که ميل خواستگار را هم از بين ببرد
================================= 
r d: با سلام من برادري دارم که به نظر خودم خيلي انرژي داره،الان ازدواج کرده 22 سالشه ولي همش از اين شاخه به اون شاخه مي پره به يه کار بند نمي شه.انرژيشو با انگولک کردن اطرافيان تخليه مي کنه. خيلي مواقع اعصاب همه رو خورد مي کنه.زود عصباني مي شه و انتقاد پذير هم نيست(مثلا اگه همسرش ازش انتقاد کنه سريع داغ ميکنه و ايراداي قديمي همسرشو به رخش مي کشه)بايد چه کار کنيم؟ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
با اين توضيحاتي که داده ايد گمان من را به اين سمت برده ايد که برادر شما دچار مشکل بيش فعالي است. چنانچه در کودکي داراي بيقراري و پرکاري بوده است احتياج به درمان دارويي دارد.
============================== 
م افروز: باعرض سلام وتبريک خدمت شما به عنوان مشاور نمونه ملي.لطفا راهنمايي بفرماييد که: 1. چگونه ميتوانم در دوران عقد مصرف {تفنني}سيگار همسرم را کنترل نمايم بدون بازجويي از ايشون؟ 2.و ايا صحيح است که در فواصل معيني من به ايشان سيگار دهم تا ايشان مخفيانه ودورازچشم من اين کار راانجام ندهد؟ 3.چگونه بين ايشون ودوستان سيگاريشون جدايي بيندازم؟دراخر لازمه که بگم ايشون حاضر به مشاوره گيري نيستند!سپاسگزارم 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
در اين مورد نه تجسّس و انتقاد و درگيري راه حل است و نه جواز دادن و همراهي کردن 
راه درست اين است که بي هيچ تعارفي ميزان ناراحتي و نگراني خودتان را به همسرتان توضيح دهيد ، بدون آنکه از مهر و محبت خودتان در ضمن توضيح کم کنيد 
به او ياد بدهيد که چقدر رفتار همسر براي همسرش مهم است و بگوييد من در اين زندگي آمده ام تا به شما تکيه کنم و اين سيگار نمي گذارد حسّ خوبي نسبت به اين نياز ( تکيه کردن به همسرم ) داشته باشم . و بگوييد براي بازگشت جايگاه تکيه گاهي تو حاضرم هر کاري که بخواهاي در حدّ توانم انجام بدهم
===================== 
مهرناز م: سلام 
دكتر راستش بخواهيد من آدم با ايماني هستم و همه ي حقوق پدر ومادر را ميدانم اما هر كاري مي كنم نمي توانم با مادرم خوب رفتار كنم راستش هيچ يك از هم خوشمان نمي آيد حتي وقتي در خانه هسته كم پيش مياد كه بخواهم با وي صحبت كنم و اگر حقي به گردنم نداشت هيچ گونه محلي به او نمي دادم لطفا كمكم كنيد 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
براي اداي حقوق ، نياز به وجود احساس نيست 
من نگفتم شما بايد مادرتان را دوست بداريد و رفتارهايش را بپسنديد ( اگر چه مي توان بدون ذرهّ اي رضايت کسي را دوست داشت ) ، من مي گويم علي رغم رنجش هايي که مي دهد و آزارهايي که دارد ، حقوق مادري اش را ادا کنيد و اين ادا کردن را به مادر ندهيد ، به خداي مادر بدهيد
============================= 
مارال م: سلام.ميخوام ياد بگيرم.ميخوام از دينم با خبر بشم و بفهمم توش چه خبره.من حتي از بيرونش هم خبر ندارم.جناب دکتر حبشي راه حل ميخوام.خانواده ي من فقط توي شناسنامه داراي دين اسلام هستند و شيعه.فقط ميدونم پيامبرمون کيه و چند تا امام داريم!!!ممنون ميشم اگه راهنماييم کنيد چگونه ميتوانم آشنا شوم؟؟؟ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! مارال خوب ! 
مبارکت باشد که آنقدر بزرگ هستي و ارزش خود را بزرگ يافته اي که نمي خواهي به سرگرمي ها مشغول باشي و کم ها قانعت نمي کنند 
براي اولين قدم توصيه مي کنم کتاب " صراط " مربوط به آيت الله صفايي حائري( عين - صاد ) را بخوان .
========================= 
ساهارا ث: سلام خدمت دکتر حبشي. 
سوالي دارم در رابطه با خودکشي. 
دوست من ماه پيش خودکشي نافرجامي کرد.کسي که تا ديروز خانواده ي من روش قسم ميخوردند و به من اجازه ميدادند فقط با او رابطه برقرار کنم.اکنون هيچ اجازه نميدهند من ازش خبر بگيرم.کار به جايي کشيده شده که شماره ي تلفنمون رو عوض کرده اند و هرجا که ميخواهم بروم آنها مرا اسکورت ميکنند.نگرانش هستم.آقاي دکتر سوالي که از شما دارم اين است:چرا در همه ي اديان خودکشي نفي ميشود؟چرا مردم اينگونه با موضوع برخورد ميکنند؟مثل يک طاعون!تشکر از پاسخ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
اگر چه نگراني خانواده شما قابل فهم است اما روش برخوردشان بشدّت غلط است 
خودکشي راه نيست ، تصميم نيست ، تشخيص نيست . 
خودکشي پيام ضعف و زبوني آدم است در برابر خود يا موانعش . 
آنها که کودکي ها را پشت سر گذاشته اند و از رحم خواسته ها و عقده هاي حقير خارج شده اند مي دانند که دنيا مقر نيست ، معبر است . 
معبري که آدمها بايد ميزان و قدر خويش را در رويارويي با امکانات و شرايط خود محک بزنند و امتياز خود را مشخص کنند . 
==================================
فدائي: باسلام و خسته نباشيد 
من پسري دارم که 5/2 ساله است با توجه به اينکه من کارمندم هستم مجبورم فرزندم را به مهدکودک ببرم ولي اصلا با گذشت2 سال که به مهد مي رود بازهم با مهدکودک کنار نيامده است و با توجه به اينکه مهدش را عوض کرده ام باز هم موقعي که به مهد مي برم با گريه هاي فراوان فرزندم روبرو مي شوم . خواهشمندم در اين زمينه مرا راهنمائي نمائيد . 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
اصرار شما براي انتقال کودکتان به مهد از آن سنّي که ذکر کرده ايد غلط بوده است 
اکنون هم ادامه اين اصرار صحيح نيست 
کودک شما احتمالا دچار مسئله اي بنام ترس از جدايي است 
براي رفع اين مشکل بيشتر در کنارش باشيد و به او امنيت زيادي نسبت به حضور خود و عاطفه اتان بدهيد 
======================== 
برگرفته از سايت:
 http://www.mf-shahedan.com 
استاد بزرگوار ، مشاور دلسوز و روانشناس برجسته آقاي دكتر حبشي:
hamid_habashi @yahoo.com
======================= 



+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 10:38  توسط هادي موسوي  |