X
تبلیغات
سلام - خوش آمديد - روانشناسي

سلام - خوش آمديد

" اين يك وبلاگ دانشجوئي است روانشناسي و اجتماعي "

فراموش كردن گذشته ناگوار

 فراموش کردن گذشته مثلا غم از دست دادن یکی از عزیزان، یکی از سخت ترین کارهاست. يا فراموش كردن رابطه عاطفي با يك فرد نا مناسب، با اینکه ممکن است بدانید که این رابطه چقدر برایتان دردناک است و بخاطر حفظ سلامت زندگي خودتان باید آن را کنار بگذارید، اما هنوز برای فراموش كردن آن مشکل دارید.

 آسان نیست اما راه های عملی برای فراموش کردن گذشته وجود دارد.

 6 قدم برای فراموش کردن گذشته:

1. درمورد افکار و خاطراتتان بنویسید، نقاشی بکشید، و درموردشان حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به خاطراتتان احترام بگذارید.

2. با دور ریختن  احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناکتان، آنها را فراموش کنید. به خودتان تلقين كنيد كه احساسات و عواطف شما قوي تر از آنست كه در اثر اين واقعه غير قابل ترميم باشد. اين مسائل ممكن است براي هر كسي پيش بيايد و ... .

3. درصورت امکان به عقب برگردید و با کسانیکه در آن خاطرات دخیل بوده اند حرف بزنید. البته در صورتي كه آنها به زندگي عادي خود برگشته اند. اينكار به شما نيز در آرام كردن احساساتتان كمك مي كند.

4. احساسات واقعیتان را با کسی در میان بگذارید. اگر صلاح است به آنها اعتراف کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید احساساتتان را بروز دهید. اگر مرتكب اشتباهي شده ايد، باید با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید تقصیر یا گناهتان را گردن بگیرید. و به آنها اعتراف كنيد و سپس سعي كنيد كه خود را ببخشيد.

5. اگر نسبت به كسي بدي كرده ايد ، معذرت خواهی کرده و طلب بخشش کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به دنبال جبران اشتباهات قابل جبران باشيد..

6. برای کنترل پرخوری ها، اعتیاد یا آسیب رساندن به خودتان كه ممكن است بخاطر گذشته دردناکتان ايجاد شده باشد، از كسي كمک بگیرید. برای فراموش کردن گذشته باید غرور را کنار بگذارید. يك روانشناس يا يك دوست صميمي يا بستگان و ... سعي كنيد با صميمي تر شدن با آنها و افزايش روابط سالم بر روي اينگونه عوارض(پرخوري ،‌اعتياد و...) كنترل داشته باشيد.

فراموش کردن عزیزان، چه همسرتان باشد که از او طلاق گرفته اید، چه فرزندتان باشد که فوت کرده، چه والدين ،‌ خواهر یا برادرتان باشد ، بسیار مشکل است. فراموش کردن گذشته نیاز به تلاش و انرژی دارد. مطمئن باشید که بعد از این گذشته دردناک، نه تنها می توانید به زندگیتان ادامه دهید بلکه بخاطر تجربه اي كه بدست آورده ايد،‌ شما عاقل تر خواهید بود.

 

فراموش کردن گذشته یعنی چه؟

فراموش کردن گذشته یعنی قبول کنید که برای تغییر گذشته کاری از دستتان برنمی آید. درمواجهه با  شکستتان شما هرچه از دستتان برمی آمده کرده اید. باید بدانید که تا جاییکه می توانسته اید خوب، مهربان و موثر بوده اید. اگر قرار بود به عقب برگردید مطمئناً نمی توانستید کاری بیش از آن انجام دهید. پس باید گذشته را فراموش کنید. و خود را برای اشتباهاتتان ببخشید. فکر کردن دوباره به آنچه که می توانستید یا باید انجام می دانید هیچ اثری ندارد. اگر با اشتباهاتتان درگیر هستید یا شکست خورده اید سعی کنید خودتان را ببخشید.

سعی کنید این عادت را کنار بگذارید که مدام به اشتباهات گذشته تان فکر کنید. به "زمان" اعتماد کنید. زمان می گذرد و شما هم باید از گذشته بگذرید. زخم هایتان به مرور زمان التیام می یابند و خاطرات بد به مرور زمان فراموش خواهند شد.

همانطور كه گفته شد سعي كنيد ارتباطات صميمي ایجاد کنید. لازم نیست که حتماً یک گروه دوست تازه پیدا کنید. می توانید یک دوستی جدید را با یکی از همکارانتان شروع کنید یا با بستگانتان بيشتر معاشرت كنيد. هرچند ممكن است حوصله اينكار را نداشته باشيد ولي سعي كنيد تا بتوانيد بر احساساتتان كنترل داشته باشيد. در ضمن در اين معاشرتها و دوستي ها اگر درمورد شکست ها و خاطرات تلختان با کسی حرف بزنید و درد دل كنيد، راحت تر می توانید با آنها کنار بیایید.

البته در مکالماتتان به دنبال تعادل باشید. سعي نكنيد فقط خودتان حرف بزنيد،‌ به همان اندازه مهم است که به زندگی ، افكار و حرفهاي دیگران هم علاقه نشان دهید. 

مهر و محبت تان را در اختیار دیگران قرار دهید. فرصتهايي براي كمك به ديگران (آشنايان يا غريبه ها) براي شما بوجود ميايند . اگر به ديگران كمك كنيد،‌ اينكار باعث ميشود كه بهتر بتوانيد با گذشته تان خداحافظی کنید. وقتتان را با کسانی بگذرانید که شادشان كنيد و آنها هم شادتان می کنند و از بودن با آنها لذت می برید.

موفق باشيد

(برگرفته از سايت مردمان - با كمي ويرايش)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 اردیبهشت1390ساعت 8:31  توسط هادي موسوي  | 

كاش ميشد

در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود 
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
میشود حتی برای دیدن پروانه ها
شیشه های مات یک متروکه را الماس بود
کاش میشد ، حرفی از کاش میشد هم نبود
هرچه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اردیبهشت1390ساعت 20:41  توسط هادي موسوي  | 

نكته

"كسي كه در زندگي چرائي دارد با هر چگونه‌اي خواهد ساخت."
نيچه


اگر رابينسون كروسو، بلندترين يا به بيان درست‌تر، نمايان‌ترين نقطه جزيره‌اش را هرگز ترك نكرده بود؛

از روي راحتي‌جويي؛ يا كمرويي؛ يا ترس؛ يا ناداني؛ يا آرزومندي،

چيزي نمي‌كشيد كه مي‌مرد.

ولي چون بدون اعتنا به كشتي‌هاي گذران و تلسكوپهاي ضعيفشان؛ پوئيدن سراسر جزيره را آغازيد

و از پوئيدنش لذت برد؛

توانست خودش را زنده نگه دارد

و بالاخره هرچه باشد سرانجام پيدا شد

به ياري زنجيره‌اي از عليت،

كه هر آينه منطقا" ناگزير بود...

فرانتس كافكا

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 9:7  توسط هادي موسوي  | 

تصوير ذهني

شخصي سر کلاس رياضي خوابش برد. زنگ را زدند بيدار شد و با عجله دو مسئله را که روي تخته سياه نوشته شده بود يادداشت کرد و با اين «باور» که استاد آنرا به عنوان تکليف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب براي حل کردن آنها فکر کرد. هيچ يک را نتوانست حل کند. اما طي هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام يکي از آنها را حل كرد و به کلاس آورد. استاد به کلي مبهوت شد زيرا آن دو را به عنوان دو نمونه ازمسايل غير قابل حل رياضي نوشته بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 8:57  توسط هادي موسوي  | 

سگ باهوش

قصاب با ديدن سگي که به طرف مغازه اش نزديک مي شد حرکتي کرد که دورش کند اما کاغذي را در دهان سگ ديد .کاغذ را گرفت.روي کاغذ نوشته بود" لطفا ۲ سوسيس و يه كيلو گوشت بدين". ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسيس و گوشت را در کيسه اي گذاشت و در دهان سگ گذاشت. سگ هم کيسه راگرفت و رفت . 
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفي وقت بستن مغازه بود تعطيل کرد و بدنبال سگ راه افتاد . 

سگ در خيابان حرکت کرد تا به محل خط کشي رسيد. با حوصله ايستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خيابان رد شد. قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ايستگاه اتوبوس رسيد نگاهي به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ايستاد .قصاب متحير از حرکت سگ منتظر ماند. 

  اتوبوس امد, سگ جلوي اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ايستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدي امد دوباره شماره انرا چک کرد. اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالي که دهانش از حيرت باز بود سوار شد. 

  اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بيرون را تماشا مي کرد .پس از چند خيابان سگ روي پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ايستاد و سگ با کيسه پياده شد.قصاب هم به دنبالش. 

سگ در خيابان حرکت کرد تا به خانه اي رسيد .گوشت را روي پله گذاشت و کمي عقب رفت و خودش را به در کوبيد .اينکار را بازم تکرار کرد اما کسي در را باز نکرد. 

سگ به طرف محوطه باغ رفت و روي ديواري باريک پريد و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پايين پريد و به پشت در برگشت. 

  مردي در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبيه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزديک شد و داد زد :چه کار مي کني ديوانه؟ اين سگ يه نابغه است. اين باهوش ترين سگي هست که من تا بحال ديدم. 

مرد نگاهي به قصاب کرد و گقت:تو به اين ميگي باهوش ؟اين دومين بار تو اين هفته است که اين احمق کليدش را فراموش مي کنه !!! 

نتيجه : 

اول اينکه مردم هرگز از چيزهايي که دارند راضي نخواهند بود. 

و دوم اينکه چيزي که شما انرا بي ارزش مي دانيد بطور قطع براي کساني ديگر ارزشمند و غنيمت است . 

سوم اينکه بدانيم دنيا پر از اين تناقضات است. 

سعي کنيم ارزش واقعي هر چيزي را درک کنيم و مهمتر اينکه قدر داشته هاي مان را بدانيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 23:50  توسط هادي موسوي  | 

چگونه در مقابل پيشنهاد روابط جنسي نه بگوئيد؟ (مخصوص دختران)

البته مهارت نه گفتن مهارتي است که بايد همه ياد بگيرند تا در موقعيت هاي مختلف زندگي در مقابل اصرار ديگران، بتوانند مطابق منافع خود تصميم بگيرند.

در اين موضوع خاص دختر خانم ها مهم نيست که پايبند کدام آيين و دين باشند، مطمئنا يک رابطه عاشقانه را به بي بندوباري جنسي ترجيح مي دهند. بكارت مهم است ولي مساله تنها اهميت بكارت جسمي نيست بلكه بخاطر پيدا كردن عشق واقعي بايد يك رابطه را بطور صحيح مديريت كرد تا منجر به شروع يك زندگي سالم شود. 

بنابر اين نه تنها توصيه هاي ديني و هنجارهاي جامعه بلكه روانشناسان و مشاوران خانواده هم اكيدا توصيه مي كنند از رابطه جنسي قبل از ازدواج پرهيز كنيد. اگر فكر مي كنيد گاهي اصرار پسرها ،‌ نه گفتن را مشكل مي كند، مطلب زير را براي کمک به گفتن “ نه” مطالعه بفرمائيد. (منبع در انتهاي نوشته درج شده است):

در اينجا برخي از عبارتهايي که معمولا” توسط فرد مقابل بکار برده ميشود تا شما (دختر خانم محترم) را متقاعد کند که با او رابطه جنسي داشته باشيد را آورده ايم(-) . در مقابل عباراتي را که شما مي توانيد در پاسخ به او بکار ببريد تا او را به نحو مناسب منصرف نمائيد پيشنهاد کرده ايم(+) :

 

- اين روزه ها همه دختر ها و پسر ها  تماس جنسي دارند     

+ پس تو مي توني شخص ديگري رو پيدا کني؛ من براي خودم فرد منحصر به فردي هستم، من هر کسي نيستم؛

 

- تو هنوز يک دختر باکره هستي! (تمسخر)            

+ من افتخار ميکنم که هنوز باکره هستم. من مي تونم در ظرف چند ثانيه شبيه تو بشم اما هرگز  تو نمي توني واقعا (جسمي و ذهني) مثل من باكره بشي.

 

- من بدنبال کسي ديگر خواهم رفت اگر تو نمي خواهي تماس داشته باشي     

+ ظاهرا فقط به دنبال رابطه جنسي بودي نه ازدواج. پس برو كس ديگه رو پيدا کن 

 

- ما مي تونيم با همين يک بار خلاص بشيم           

+ من ممکنه از نظر جسمي از شر اون خلاص بشم اما نمي تونم از احساسات و تاثيري كه اين تجربه بعدها روي زندگيم خواهد داشت، خلاص بشم.

 

- من به تو روشهاي عالي رو نشون ميدهم 

+ خدا رو شکر! خيلي عالي ميشه كه ما از الان براي مسائل مهم زندگي آينده مطالعه داشته باشيم . از حالا مطالعه مي كنيم ولي اجرا باشه براي بعد از ازدواج.

 

- من يك نوع تماس جنسي رو پيشنهاد مي كنم كه باردار نميشي و بكارتت را هم از دست نميدي

+ مساله ترس از باردار شدن نيست. صدها كار لذتبخش و جالب غير از تماس جنسي وجود داره كه الان ما ميتونيم انجام بديم. من فقط مي خوام اين يكي رو بعد از ازدواج انجام بدم.

 

- به من نشون بده که چقدر منو دوست داري         

+ تو هم  با انتظار کشيدن تا زمان ازدواج  به من نشون بده که  چقدر منو دوست داري

 

- ما به هر حال  با هم ازدواج ميکنيم        

+ پس ما مي تونيم صبر کنيم و شب ازدواجمان را يک شب بياد ماندني بکنيم

 

- هيچکس نخواهد فهميد           

+ خدا مي بيند؛ من خواهم دانست، و تو هم خواهي دانست. حتي اگه با هم ازدواج كنيم بعد از ازدواج لذتي كه تجربه مي كنيم اولين بار نخواهد بود و اين روي همه زندگيمون تاثير ميگذاره و جذابيت زندگي مشترك رو كم ميكنه.

 

- تماس جنسي چيز نرمال و طبيعي است 

+ مثل تولد و مرگ ، عشق براي من موضوع خيلي مهميه و من صبر خواهم کرد تا زمان مقرر شده توسط خدا براي هر دومون برسه.

 

- تو فکر ميکني ممکنه من ايدز داشته باشم          

+ آيا من مثل يه احمق هستم ، هر کسي ميدونه که تو مي توني سالها عفونت ايدز را در خود داشته باشي قبل از اينکه آزمايشات چيزي رو نشون بده.

 

- نگران نباش من کاندوم استفاده ميکنم   

+ اگر نه تماس جنسي داشته باشم و نه کاندوم مصرف کنم من هرگز نگران نخواهم شد. من كه دلايلم رو برات توضيح دادم. اصرار تو براي اينكه من كاري كه دوست ندارم رو انجام بدم منو بيشتر نگران ميكنه.

 

- چطور من بفهمم که تو مي توني بچه دار بشي؟    

+ اين موضوع با آزمايشات پزشكي مشخص ميشه . و علاوه بر اون آيا تو فقط زماني مي توني منو دوست داشته باشي که من از تو بچه داشته باشم؟

................................................

برگرفته از سايت http://www.hamparvaz.com با اندكي تغيير و اصلاح.
+ نوشته شده در  شنبه 29 فروردین1388ساعت 11:16  توسط هادي موسوي  | 

مشاوره روانشناسي 2 (پرسش و پاسخ)

طاهره ا: سلام آقاي دکتر 
سوالي داشتم در رابطه با مراجعه به دعا نويسان و باز کردن سر کتاب توسط آنان ، به اين صورت که مثلا نام مادر فرد مورد نظر را پرسيده و با حروف ابجد عدد مربوط به نام را در مي آورند و در کتاب مخصوصي که دارند صفحه اي باز کرده که عدد صفحه همان عدد ابجدي است که بدست آورده اند وبعد از روي کتاب حرفهايي در رابطه با فرد مي زنند . 
سوال من اينه که آيا اين سر کتاب باز کردن از نظر شرعي درسته يا نه ، با توجه به اينکه حرفهاي آنان درست هم هست؟ 
دکتر حميد حبشي: بنام خدا 

عزيز گرامي ! 
اينها غلط است و مدعي يا جاهل و يا شياد . 
باور اينها با حقيقت دين مغاير است 

ضمنا آنچه که شما گمان کرده اي که حکم به صحّت است ، بر حسب محتملات ممکن است
============================ 
فاطمه پ: سلام من با دوستانم مشکل دارم آدم هاي خوبي هستند اما آنها به خوبي هاي من توجه اي نمي کنند توقعاتمان مشکل ساز شده 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
مسئله اي که بايد تو نوزده ساله عزيز مرا به خود مشغول کند ، توجه دوستانت به خوبي هاي تو نيست ، تو خيلي کارها داري که از آن غافل مانده اي . 
فاطمه عزيزم ! 
تو در سني بسر مي بري که بايد حد و اندازه ات را مشخص کني ، اينکه مي خواهي دربدر اعتناي ديگران باشي ، يا در رهايي از نگاه و گمان آنها به سمت وسعت هاي بيکرانه انسان بال بگيري 
جان شيرينم ، دخترم ! 
ما براي خيلي بيشتر از اينها آفريده شده ايم 
حد پذيرايي و خريداري ما خداست 
چيزي که بايد عنايتت را و آن نگاه روشنت را به آن بدوزي ، قدر آدمي است . 
اگر به اين مهم راه گرفتي ، دريافتت و انتظاراتت از خودت ، ديگران و هستي تغيير مي کند
======================== 
: با سلام و تشکر خدمت جناب آقاي دکتر حبشي 
من مادر سه فرزند هستم که هر سه دختر مي باشند 2 فرزند اول نماز خوان مي باشند ولي فرزند سومم که سنش 12 سال تمام است نماز فقط ظهر در مدرسه (شاهد روشنگر)با جماعت مي خواند و در خانه به نماز خود اهميت نمي دهد من به هيچ عنوان او را وادار به نماز خواندن نکردم فقط در حد گفتن بعضي اوقات . لطفا من را راهنمايي کنيد چه طور رفتار کنم تا نماز خود را داخل منزل هم بخواند؟ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
نماز يک تکليف الهي ست که براي ميل به آن شوق به پرستش لازم است 
کاري که تو با نوجوانت داري اصرار به انجام نماز نيست ، ايجاد طلب به پروردگار است 
سري که خدا را بخواهد بر سر نيزه هم قرآن مي خواند 
دختر تو احتياج دارد با خدا دوستي کند تا از وجودش نماز ببارد.
========================== 
كاوه ف: مدتي پيش با دختر خاله ام به توافق رسيديم براي ازدواج،بعد از مدتي فهميديم كه شوهر خاله ام با گذشته ي پدرم كاملا مخالف بوده و مرا شبيه به پدرم مي داند.حالا به جايي رسيده كه ميخواهند دختر خاله ام را به زور مجبور به ازدواج كنند.حالا يه كمك خوب از شما مي خوام.واقعا به كمكتون نياز دارم 
با تشكر 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
عبارت " با دختر خاله ام به توافق رسيدم " صحيح نيست ، قبل از اينکه شرايط ايجاد را ببيني نبايد وعده مي کردي.
آيا شما به خواستگاري رفته اي و يا از روي آن اظهارنظر کنار کشيده اي ؟ 
به خواستگاري برويد آنگاه براي موانعش و شدت موانعش بررسي ، بحث و مشاوره كنيد.
=======================
برگرفته از سايت:
 http://www.mf-shahedan.com 
استاد بزرگوار ، مشاور دلسوز و روانشناس برجسته آقاي دكتر حبشي:
hamid_habashi @yahoo.com
======================= 
+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 15:0  توسط هادي موسوي  | 

مشاوره روانشناسي 1 (پرسش و پاسخ)

نازنين ا: سلام دكتر من روابط اجتماعي بالايي دارم و در دانشگاه براي همه الگو هستم اما متسفانه مادرم اصلا اجتماعي نيست و بخاطر همين اصلا دوست ندارم كسي مادرم را بشناسد اين موضوع واقعا اعصابم را خورد كرده خواهش مي كنم كمكم كنيد.

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
اولا بالا و پايين بودن آنچه شما به عنوان روابط اجتماعي بيان کرده اي بايد توسط يک کارشناس مشاور و مجرّب بررسي شود 
ثانيا انتظار يکسان بودن در يک توانمندي ، ظلم است 
ثالثا ترس ات از معرفي مادرت ، نشان از ضعف توانمندي اجتماعي ات دارد ( بر خلاف تصورت که فکر مي کني بالاست )
============================== 
الف م: سلام 
ميخواستم بدانم که غير از شرط ادامه تحصيل ،تعيين محل سکونت، اشتغال ،حق طلاق و سر پرستي فرزند چه مسائل حقوقي ديگري هستند که ميتوان به عنوان شرايط ازدواج تعيين کرد ؟اصلا گذاشتن اين شروط کار صحيحي است يا خير؟ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
آنچه بايد بدنبالش باشي انتخاب درست است که همه آنچه نگرانش هستي را بدون قراردادن شرط و عقدي فراهم مي کند.
اما دادن شرط ممکن است از نظر حقوقي موثر باشد ولي از نظر ماهيت زندگي موثر نيست ، 
چه اينکه برخي از اين درخواست ها ( بخصوص حق طلاق )معرفي بدي از تو در ذهن خواستگار ايجاد مي کند 
و بعيد نيست که ميل خواستگار را هم از بين ببرد
================================= 
r d: با سلام من برادري دارم که به نظر خودم خيلي انرژي داره،الان ازدواج کرده 22 سالشه ولي همش از اين شاخه به اون شاخه مي پره به يه کار بند نمي شه.انرژيشو با انگولک کردن اطرافيان تخليه مي کنه. خيلي مواقع اعصاب همه رو خورد مي کنه.زود عصباني مي شه و انتقاد پذير هم نيست(مثلا اگه همسرش ازش انتقاد کنه سريع داغ ميکنه و ايراداي قديمي همسرشو به رخش مي کشه)بايد چه کار کنيم؟ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
با اين توضيحاتي که داده ايد گمان من را به اين سمت برده ايد که برادر شما دچار مشکل بيش فعالي است. چنانچه در کودکي داراي بيقراري و پرکاري بوده است احتياج به درمان دارويي دارد.
============================== 
م افروز: باعرض سلام وتبريک خدمت شما به عنوان مشاور نمونه ملي.لطفا راهنمايي بفرماييد که: 1. چگونه ميتوانم در دوران عقد مصرف {تفنني}سيگار همسرم را کنترل نمايم بدون بازجويي از ايشون؟ 2.و ايا صحيح است که در فواصل معيني من به ايشان سيگار دهم تا ايشان مخفيانه ودورازچشم من اين کار راانجام ندهد؟ 3.چگونه بين ايشون ودوستان سيگاريشون جدايي بيندازم؟دراخر لازمه که بگم ايشون حاضر به مشاوره گيري نيستند!سپاسگزارم 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
در اين مورد نه تجسّس و انتقاد و درگيري راه حل است و نه جواز دادن و همراهي کردن 
راه درست اين است که بي هيچ تعارفي ميزان ناراحتي و نگراني خودتان را به همسرتان توضيح دهيد ، بدون آنکه از مهر و محبت خودتان در ضمن توضيح کم کنيد 
به او ياد بدهيد که چقدر رفتار همسر براي همسرش مهم است و بگوييد من در اين زندگي آمده ام تا به شما تکيه کنم و اين سيگار نمي گذارد حسّ خوبي نسبت به اين نياز ( تکيه کردن به همسرم ) داشته باشم . و بگوييد براي بازگشت جايگاه تکيه گاهي تو حاضرم هر کاري که بخواهاي در حدّ توانم انجام بدهم
===================== 
مهرناز م: سلام 
دكتر راستش بخواهيد من آدم با ايماني هستم و همه ي حقوق پدر ومادر را ميدانم اما هر كاري مي كنم نمي توانم با مادرم خوب رفتار كنم راستش هيچ يك از هم خوشمان نمي آيد حتي وقتي در خانه هسته كم پيش مياد كه بخواهم با وي صحبت كنم و اگر حقي به گردنم نداشت هيچ گونه محلي به او نمي دادم لطفا كمكم كنيد 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
براي اداي حقوق ، نياز به وجود احساس نيست 
من نگفتم شما بايد مادرتان را دوست بداريد و رفتارهايش را بپسنديد ( اگر چه مي توان بدون ذرهّ اي رضايت کسي را دوست داشت ) ، من مي گويم علي رغم رنجش هايي که مي دهد و آزارهايي که دارد ، حقوق مادري اش را ادا کنيد و اين ادا کردن را به مادر ندهيد ، به خداي مادر بدهيد
============================= 
مارال م: سلام.ميخوام ياد بگيرم.ميخوام از دينم با خبر بشم و بفهمم توش چه خبره.من حتي از بيرونش هم خبر ندارم.جناب دکتر حبشي راه حل ميخوام.خانواده ي من فقط توي شناسنامه داراي دين اسلام هستند و شيعه.فقط ميدونم پيامبرمون کيه و چند تا امام داريم!!!ممنون ميشم اگه راهنماييم کنيد چگونه ميتوانم آشنا شوم؟؟؟ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! مارال خوب ! 
مبارکت باشد که آنقدر بزرگ هستي و ارزش خود را بزرگ يافته اي که نمي خواهي به سرگرمي ها مشغول باشي و کم ها قانعت نمي کنند 
براي اولين قدم توصيه مي کنم کتاب " صراط " مربوط به آيت الله صفايي حائري( عين - صاد ) را بخوان .
========================= 
ساهارا ث: سلام خدمت دکتر حبشي. 
سوالي دارم در رابطه با خودکشي. 
دوست من ماه پيش خودکشي نافرجامي کرد.کسي که تا ديروز خانواده ي من روش قسم ميخوردند و به من اجازه ميدادند فقط با او رابطه برقرار کنم.اکنون هيچ اجازه نميدهند من ازش خبر بگيرم.کار به جايي کشيده شده که شماره ي تلفنمون رو عوض کرده اند و هرجا که ميخواهم بروم آنها مرا اسکورت ميکنند.نگرانش هستم.آقاي دکتر سوالي که از شما دارم اين است:چرا در همه ي اديان خودکشي نفي ميشود؟چرا مردم اينگونه با موضوع برخورد ميکنند؟مثل يک طاعون!تشکر از پاسخ 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
اگر چه نگراني خانواده شما قابل فهم است اما روش برخوردشان بشدّت غلط است 
خودکشي راه نيست ، تصميم نيست ، تشخيص نيست . 
خودکشي پيام ضعف و زبوني آدم است در برابر خود يا موانعش . 
آنها که کودکي ها را پشت سر گذاشته اند و از رحم خواسته ها و عقده هاي حقير خارج شده اند مي دانند که دنيا مقر نيست ، معبر است . 
معبري که آدمها بايد ميزان و قدر خويش را در رويارويي با امکانات و شرايط خود محک بزنند و امتياز خود را مشخص کنند . 
==================================
فدائي: باسلام و خسته نباشيد 
من پسري دارم که 5/2 ساله است با توجه به اينکه من کارمندم هستم مجبورم فرزندم را به مهدکودک ببرم ولي اصلا با گذشت2 سال که به مهد مي رود بازهم با مهدکودک کنار نيامده است و با توجه به اينکه مهدش را عوض کرده ام باز هم موقعي که به مهد مي برم با گريه هاي فراوان فرزندم روبرو مي شوم . خواهشمندم در اين زمينه مرا راهنمائي نمائيد . 

دکتر حميد حبشي: بنام خدا 
عزيز گرامي ! 
اصرار شما براي انتقال کودکتان به مهد از آن سنّي که ذکر کرده ايد غلط بوده است 
اکنون هم ادامه اين اصرار صحيح نيست 
کودک شما احتمالا دچار مسئله اي بنام ترس از جدايي است 
براي رفع اين مشکل بيشتر در کنارش باشيد و به او امنيت زيادي نسبت به حضور خود و عاطفه اتان بدهيد 
======================== 
برگرفته از سايت:
 http://www.mf-shahedan.com 
استاد بزرگوار ، مشاور دلسوز و روانشناس برجسته آقاي دكتر حبشي:
hamid_habashi @yahoo.com
======================= 



+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 10:38  توسط هادي موسوي  | 

مهارت هاي خودآگاهي

تعريف خود آگاهي : 
شناخت دقيق و درست از خود، به عبارتي ديگر، شناخت نگرش ها، آراء، عقايد، انديشه ها ، هيجانات ، توانايي ها، مهارت ها و كاستي هاي خود است. 

انواع آگاهي از خود : 
1 – خود فيزيكي : به تصوري كه هر كس از ظاهر فيزيكي خود دارد گفته مي شود. آيا از مشخصه هاي ظاهري خود راضي هستيم؟ يا احساس خوبي نداريم؟
مشخصه هاي ظاهري مانند (چهره، چاق و لاغر بودن، قد و تناسب اندام و ..) 
2 – خود جنسي : تصور يا برداشتي است كه هر كس از هويت جنسي (مرد يا زن بودن) و تمايلات جنسي خود دارد. 
3 – خود اجتماعي : به تصوري كه فرد از جايگاه اجتماعي خود دارد اطلاق مي شود. 
ديگران ما را چگونه مي بينند؟ چگونه در گروهها ظاهر مي شويم؟ چه نقش هايي بايد در اجتماع داشته باشيم ؟ پايگاه اجتماعي ما چگونه است؟ آيا كمرو و خجالتي يا فردي با نفوذ هستيم؟ ديگران با ما چگونه هستند؟ ما با ديگران چگونه هستيم ؟ و آيا ... 
4 – خود معنوي : تصور شخص از اعتقاداتش است كه معمولاً به زندگي و باورهاي مذهبي او معنا مي بخشد. مثلاً آيا به نيروي ماوراي طبيعت اعتقاد داريم؟ آيا مذهبي هستيم ؟ آيا به زندگي پس از مرگ معتقد هستيم ؟ آيا ... 
5 – خود تاريك : جنبه خاصي از خود است كه در برگيرنده اسرار ماست. چون دوست نداريم فاش شود معمولاً انرژي زيادي براي نگهداريش مصرف مي كنيم. 
6 – خود آرماني : آن بخشي از ماست كه مي خواهيم به آن برسيم. دائم در اين فكر هستيم كه چونگه به نظرمي آييم؟ با نگاه به زندگي ديگران، خوامان را با آن ها مقايسه مي كنيم ، سپس در ذهن خويش تصويري از خود مي سازيم كه دوست داريم آن باشيم، به آن خود آرماني مي گويند. 
7 – خود واقعي : دروني ترين بخش وجود ماست كه آن را به خوبي مي شناسيم ولي افراد محدودي از آن آگاه هستند. ممكن است آن را از ديگران پنهان كنيم، چون نگرانيم از اين كه اگر ديگران خود واقعي ما را بشناسند، ممكن است علاقه شان را به ما از دست بدهند. 

ويژگي هاي افراد خود آگاه : 
- براي خود ارزش قائل هستند. 
- از روحيه ي انتقاد پذيري برخوردارند. 
- به ارزش ها و اعتقاداتشان آگاهي كامل دارند و از آن دفاع مي كنند. 
- احساس خشنودي و رضايت خاطر زيادي دارند. 
- در مقابل فشار و ضربه هاي رواني و اجتماعي مقاومت بيشتري را از خود نشان مي دهند. 
- به دنبال سرزنش و يا تحقير ديگران نيستند، بلكه با ديگران در كمال احترام برخورد مي كنند. 
- اغلب از انديشه ي مثبت نگري برخوردارند. 
- روحيه همكاري و مشاركت بالاتري دارند. 
- از مشورت با افراد متخصص استقبال مي كنند. 

تمرين هاي كسب خودآگاهي : 
1 – فرصتي فراهم كنيم و سري به خودمان بزنيم و از خود سؤال كنيم كه «من كيستم؟»
2 – با اتكاء به خداوند بزرگ و پي بردن به قدرت لايزال الهي كه منبع عظيم انرژي دروني است، خود را تقويت نماييم. 
3 – به اين باور برسيم كه در جهان هستي وجودي منحصر به فرد هستيم و توانايي هايي داريم كه ديگران فاقد آنند. 
4 – بدانيم انسانيت ما در اعماق وجود ما نهفته است، آن ها را كشف كرده و در رفتارهايمان به كار گيريم. 
5 – سعي كنيم از خود تصويري مثبت، تصوير انساني موفق و توانا داشته باشيم. 
6 – گاهي اوقات در تنهايي، با خود خلوت كرده و به رفتار و عملكردهاي خود بيشتر بيانديشيم. 
7 – مهمترين عامل موفقيت و شادكامي در زندگي، اعتقادي است كه به خويشتن خويش داريم، سعي كنيم آن را كشف كنيم. 
8 – انسان ها همان گونه كه مي انديشند، زندگي مي كنند، پس مثبت بيانديشيم. 
9 – عواملي كه موجب نگراني و اضطراب در ما مي شود را شناسايي كنيم و با اولويت بندي در رفع آن ها اقدام نماييم. 
10 – شناخت علايق و تمايلات مي تواند شوق به زندگي را در ما تزريق كند. براي شناخت آن ها در وجود خود تلاشي نماييم. 
11 – نقايص و معايب رفتاري، احساسي و عاطفي خود را شناسايي كنيم و در جهت رفع آن ها اقدام نماييم. 
12 – مراقب باشيم ! اگر نقاط قوت ما با غرور همراه باشد، جزيي از ضعف ما به شمار مي رود. 
13 – موانعي را كه در كمين است تا نگذارد به شخصيت اصلي خود دسترسي پيدا كنيم را بنويسيم و راه هاي مقابله با آن را از منابع مختلف كشف كنيم. 
14 – از تعلقات و هر چيزي كه ما را غمگين مي كند رها شويم
15 – هر روز در بهترين اوقات خود و در لحظاتي خاص در خلوت، با خدا گفت و گو كنيم و از او بخواهيم تا قدرت دروني ما را افزايش دهد و بدانيم كه خواسته هاي ما از خداوند مانند يك ليوان آب از يك اقيانوس است. 
16 – عشق ورزيدن را در خود توسعه دهيم و از دشمني و تنفر كه زيبايي ها را زشت و كدر مي كند و انرژي دروني انسان را كاهش مي دهد، بپرهيزيم. 
تمرين كنيم هر روز يكي از كينه هايي را كه در دل داريم فراموش كنيم. 
17 – گاهي با پناه بردن به سكوت مي توانيم نداهاي دروني خويشتن را بهتر بشنويم و به آگاهي عميق تر نسبت به خود دست يابيم. 
18 – بعضي از باورهاي غلط كه از قبل در ذهن ما خانه كرده موجب مي شود كه شناخت حقيقي از خود نداشته باشيم. چه خوب است كه گاهي با خانه تكاني ذهني بتوانيم صندوقچه ي ذهن خود را از باورهاي غلط قديمي خالي كنيم و فضا را براي ايجاد آرامش و خودشناسي در وجودمان باز كنيم. 
19 – پناه بردن به دامن طبيعت مي تواند به كسب خودآگاهي عميق تر كمك كند. پس گاهي به كوه و بيابان سربزنيم، در جنگل يا ساحل دريا قدم بزنيم، در جنگل يا ساحل دريا قدم بزنيم، در هواي آزاد كوهستان به آسمان و ستارگان بنگريم تا به عظمت آن ها در وجود خويش بيشتر پي ببريم. 
20 – فرض كنيم فقط يك سال ديگر فرصت زندگي داريم. چه كارهايي را انجام خواهيم داد؟ چرا از هم اكنون انجام ندهيم؟
21- خيلي روشن به اين سؤال پاسخ دهيم (به طوري كه يك موجود غيرزميني بتواند پاسخ ما را درك كند) 
براي چه در اين دنيا هستيم و هدف و مقصود ما از زندگي چيست؟
22 – تصميم هاي مهم زندگي خود را بنويسيم و پاسخ دهيم كه مركز تصميم گيري ما جسممان است يا قلبمان يا ذهنمان ؟
اگر مركز تصميم گيري جسم باشد، فردي مقتدر و مسالمت جو هستيم. اگر مركز تصميم گيري قلب باشد، فردي دوست داشتني، اهل عمل و مبتكر هستيم. 
اگر مركز تصميم گيري قلب باشد، فردي دوست داشتني ، اهل عمل و مبتكر هستيم. 
اگر مركز تصميم گيري ذهن باشد، فردي دانا، صادق، وفادار، با نشاط و مسرور هستيم. 
23 – با مصاحبه با افراد نزديك فهرستي از نقاط مثبت خود را به دست آوريم.
(missed Reference)
+ نوشته شده در  شنبه 10 اسفند1387ساعت 8:54  توسط هادي موسوي  |